تبليغاتX
تقدیم به بهترینم.........

تقدیم به بهترینم.........

خيلي دوستت دارم ، تويي که به من آموختي عشق يعني ..... تو !

اولین اعتراف عاشقانه :

اولین بار که بخواهم بگویم دوستت دارم خیلی سخت است...

 

تب می کنم

عرق می کنم

می لرزم...

جان می دهم هزار هزاربار

می میرم....

و زنده می شوم دوباره پیش چشم های تو

تا بگویم

دوستت دارم

اولین بار

که بخواهم بگویم دوستت دارم

خیلی سخت است

اما آخرین بار آن

از همیشه سخت تر است

و امروز می خواهم برای آخرین بار بگویم :

" عزیزم برای همیشه دوستت دارم "

و بعد راهم را بگیرم و بروم....

چون تازه فهمیده ام

که تو هرگز دوستم نداشتی ......

 

 

 

<<<<حالم خوب  نیست...واسم دعا کنید>>>>

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 12:59 توسط سهیلا |

سایت

تخصصی

آپلود

عکس و

تصویر

وبلاگهای

ایرانی  

  دلا نــزد کسـی بنـــشــین کــه او از دل خبــر دارد  

   به زیـر آن درخـتـی رو کـه او گـل​هــــای تـر دارد  

 در ایـــن بازار عــطاران مرو هـر سو چو بی​کــــاران  

 به دکـــان کسی بنشــین کـه در دکان شکر دارد

 ترازو گــر نــداری پس تـو را زو رهـزنـــــد هر کــس  

  یکــی قلـــــبــی بــیاراید تو پنــداری کــه زر دارد

تـو را بر در نشــانـد او بــــه طــرارـــی کــه می​آیـد

تو منشین منتـــــظر بـر در که آن خانه دو در دارد

به هر دیگـی کـه می​جوشد میاور کاسه و منشین

 که هر دیگی که می​جوشد درون چیزی دگر دارد

نه هــر کلــکی شـکر دارد نــه هــر زیــری زبر دارد

 نه هر چشــمی نظر دارد نه هر بحـری گهر دارد

بنـــال ای بلـــبـــل دســتان ازیـــرا نــالــه مســتان

میـــان صخـــره و خــــــارا اثـــر دارد اثـــــر دارد

 بنه ســـر گر نمی​گنجــــی که اندر چشــمه سوزن

 اگـر رشته نمی ​گنــجد از آن باشد که ســر دارد

 چراغســـت ایـــن دل بــیدار بــه زیر دامنش می ​دار

 از این بـاد و هوا بگذر هوایـش شور و شـر دارد

 چو تـــو از باد بگذشتـــی مقیم چشــمه​ای گشتی

حریف همـــدمی گشتـــی که آبی بر جگـر دارد

چو آبت بـــر جگـــر باشد درخــــت ســــبز را مانــی

 کــه میـــوه نـــو دهد دایــم درون دل سفر دارد

+ نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 14:37 توسط سهیلا |

 

 

نیمه شب آواره و بی حس و حال
در سرم سودای جامی بی زوال
پرسه ای آغاز کردیم در خیال
دل به یاد آورد ایام وصال
از جدایی یک، دو سالی می گذشت
یک دو سال از عمر رفت و برنگشت
دل به یاد آورد اول بار را
خاطرات اولین دیدار را
آن نظر بازی ، آن اسرار را
آن دو چشم مست آهو وار را 
همچو رازی مبهم و سر بسته بود
چون من از تکرار او هم خسته بود
آمد و هم آشیان شد با من او
هم نشین و هم زبان شد با من او 
خسته جان بودم که جان شد با من او
نا توان بود و توان شد با من او 
دامنش شد خوابگاه خستگی
این چنین آغاز شد دلبستگی 
وای از آن شب زنده داری تا سحر
وای از آن عمری که با او شد به سر
مست او بودم ز دنیا بی خبر
دم به دم این عشق میشد بیشتر
آمد و در خلوتم دمساز شد
گفتگو ها بین ما آغاز شد
گفتمش در عشق پا برجاست دل
گر گشایی چشم دل، زیباست دل
گر تو زوررقبان شوی دریاست دل
بی تو شام بی فرداست دل 
دل ز عشق روی تو حیران شده
در پی عشق تو سرگردان شده ء

گفت در عشقت وفادارم بدان
من تو را بس دوست می دارم بدان
شوق وصلت را به سر دارم بدان
چون تویی مخمور خَمارم بدان
با تو شادی می شود غم های من
با تو زیبا می شود فردای من
گفتمش عشقت به دل افزون شده
دل زجادوی رُخت افسون شده
جز تو هر یادی به دل مدفون شده
عالم از زیبایی ات مجنون شده

بر لبم بگذاشت لب، یعنی خموش
طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش
در سرم جز عشق او سودا نبود
بهر کس جز او دراین دل جا نبود
دیده جز بر روی او بینا نبود
همچو عشق من هیچ گل زیبا نبود

 


خوبی او شهره ی آفاق بود
در نجابت در نکویی طاق بود
روزگار اما وفا با ما نداشت
طاقت خوشبختی ما را نداشت
پیش پای عشق ما سنگی گذاشت
بی گمان از مرگ ما پروا نداشت
آخر این قصه هجران بود و بس
حسرت و رنج فراوان بود و بس
یار ما را از جدایی غم نبود
در غمش مجنون عاشق کم نبود
بر سر پیمان خود محکم نبود
سهم من از عشق، جز ماتم نبود
با من دیوانه پیمان ساده بست
ساده هم آن عهد پیمان را شکست
بی خبر پیمان یاری را گسست
این خبر ناگاه پشتم را شکست
آن کبوتر عاقبت از بند رست
رفت و با دلدار دیگر عهد بست
با که گویم او که هم خون من است
خصم جان و تشنه ی خون من است
بخت بد بین وصل او قسمت نشد
این گدا مشمول آن رحمت نشد
آن طلا حاصل به این قیمت نشد
عاشقان را خوشدلی تقدیر نیست
با چنین تقدیر بد تدبیر نیست
از غمش با دود و دم همدم شدم
باده نوش غصه ی او من شدم
مست و مخمور وخراب از غم شدم
ذره ذره آب گشتم کم شدم

 

 

آخر آتش زد دل دیوانه را
سوخت بی پروا پر پروانه را
عشق من از من گذشتی خوش گذر
بعد از این حتی تو اسمم را نبر
خاطراتم را تو بیرون کن زسر
دیشب از کف رفت، فردا را نگر
آخر این یکبار از من بشنو پند
بر من و بر روزگارم دل نبند
عاشقی را دیر فهمیدی چه سود
عشق دیرین گسسته تار و پود
گر چه آب رفته باز آید به رود
ماهی بیچاره اما مرده بود
بعد از این هم آشیانت هر کس است
باش با او یاد تو ما را بس است

+ نوشته شده در یکشنبه یکم دی 1387ساعت 8:10 توسط سهیلا |

 

 

 

تولدم مبارک

 

سلام دوستای گلم.

خیلی خوش اومدین.

هشتاد و ششمین غروب

 پاییز تولد منه

۲۶ آذر 

 امسال یک سال بزرگتر شدم !

خواستم واسه خودم یه جشن کوچیک بگیرم.

گرچه امسال اصلا حال تولد گرفتن ندارم

کاش امسال دوباره متولد بشم!

خلاصه مرسی که اومدین.

ایشاله تولد شما!!

راستی کادو یادتون نره...

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 0:24 توسط سهیلا |

خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد                           نخواست او به منِ خسته بی‌گمان برسد

 شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت            کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد؟

 چه می‌کنی اگر او را که خواستی یک عمر               به راحتی کسی از راه ناگهان برسد ...

 رها کنی، برود، از دلت جدا باشد                            به آنکه دوست‌ترش داشته ... به آن برسد

 رها کنی بروند و دو تا پرنده شوند                                خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد

 گلایه‌ای نکنی بغض خویش را بخوری                        که هق هق تو مبادا به گوششان برسد

 خدا کند که ... نه! نفرین نمی‌کنم که مباد                     به او که عاشق او بوده‌ام زیان برسد

 خدا کند فقط این عشق از سرم برود                            خدا کند که فقط زود آن زمان برسد

 

+ نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 15:40 توسط سهیلا |

عشق را
می گویم
باید این حادثه را
از نگه سبز تو
آغاز نمود
عشق را
باید
از زمزمه
بارش چشمان تو
با واژه احساس
سرود
و در این
قدرت دریایی تو
کشتی توفان زده را
در دل امواج
سپرد
به تب حادثه غرق شدن
مردن و آغاز شدن
به هم آوایی قلب دو پرنده
به سبکبالی اوج
دل سپردن
به شب هم نفسی
راغب پرواز شدن
آری
عشق را
باید ابراز نمود
عشق را
باید گفت







سلام دوستان عزیزم
من سهیلا هستم.
امیدوارم از وبلاگ من خوشتون بیاد.
خوشحال ميشم اگه با نظراتتون منو همراهي کنيد تا وبلاگم بهتر بشه.


استفاده از مطالب این ویلاگ فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.
ممنونم

Home
Email
Night Skin