![]() |
![]() |
|
| خيلي دوستت دارم ، تويي که به من آموختي عشق يعني ..... تو ! |
|
خاطره ها جزو زیباترین و تلخ ترین ها هستند
کاش میشد وقتی خاطره ای را به یاد می آوریم تنها و تنها شیرینی آن لحظه با ما بماند اندکی سکوت ... مدتی تامل... لبخندی کمرنگ از سر اجبار و برای دلخوشی مادرم .... یاد آوری اکنون....... تلخی این روزها... و آهی از سر ناباوری چرخه طبیعت...... این روزها مشتی عکس و دنیایی خاطره از پدرم همراه من است. خاطرات من و پدرم... این روزها گرچه دوستان و آشنایان بسیاری کنارمان است گرچه بسیار سرم شلوغ است اما نمیدانم چگونه است که گاهی که با خود خلوت می کنم دلم بدجور تنگ پدر میشود این روزها آسمان برایم تیره است نمی توانم خوب چشمانم را باز کنم این روزها کوه خرد شده ای هستم کوهی که گاه این خاطرات چنان به بندش می کشند که انگار درونش یک آتشفشان است. این حس غریب برای کسی ست که پدر از دست داده است...... ---------------------------------------------------------------------------------------------------------
مدت ها بود آپ نکرده بودم .اما حالا به خاطر همکلاسی عزیزم که دلگیر از این بود که چرا سری به دوستان قدیمی نزدم آپ کردم .هم برای احترام به پدرم و هم برای آرامش خودم . با قلبی پر از اندوه برای دوستان گلم آرزو میکنم :
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 16:7 توسط سهیلا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
عشق را
می گویم باید این حادثه را از نگه سبز تو آغاز نمود عشق را باید از زمزمه بارش چشمان تو با واژه احساس سرود و در این قدرت دریایی تو کشتی توفان زده را در دل امواج سپرد به تب حادثه غرق شدن مردن و آغاز شدن به هم آوایی قلب دو پرنده به سبکبالی اوج دل سپردن به شب هم نفسی راغب پرواز شدن آری عشق را باید ابراز نمود عشق را باید گفت سلام دوستان عزیزم من سهیلا هستم. امیدوارم از وبلاگ من خوشتون بیاد. خوشحال ميشم اگه با نظراتتون منو همراهي کنيد تا وبلاگم بهتر بشه. استفاده از مطالب این ویلاگ فقط با ذکر منبع مجاز می باشد. ممنونم |
|
RSS
|